|
|
|
به سراغه من اگر می آیید پشت هیچستانم پشت هیچستان جایی است پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هایی است که خبر می آرند از گل وا شده دور ترین بوته خاک روی شن ها هم جای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند پشت هیچستان چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من |
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
همیشه سعی کنین رو پایه خودتون وایسین
قسمت نمی شه انگار
دسته تو رو بگیرم
برای آخرین بار
برای تو بمیرم
من اگه كسي رو داشتم ديگه دربدر نبودم
با غم وغربت واندوه ديگه همسفر نبودم
اگه زخم نخورده بودم تورو باور نمي كردم
توي اين ديار غربت باغمت سر نمي كردم
كولي شب زده بودم پشت گريه صدات كردم
از پس آينه عشق تا هميشه نگات كردم
آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود
شكل تنهايي و غربت سرنوشته آدما بود
با چشات دنيا رو ديدم حتي من فردا رو ديدم
توي قلب قطره بودم باتو من دريا رو ديدم
ديدي اي دل كه غم عشق دگرباره چه كرد
چون بشد همدم من يار وفادار چه كرد

ديگه نمي خوام تورو ببينم
برو ديگه تو نيا كنارم
ديگه تمومه هرچي كه بوده
برو از پيشم ديگه دوست ندارم
كاشكي از اول من مي دونستم
دوست داشتنه تو همش فريبه
مي رم از پيشت تا كه بدوني
هميشه دنيا اينجور نمي شه
ديگر کسي نديده که من ناله سر کنم
دل را به زخم خاطره ات خون جگر کنم
ديوانه ام مگر که به چاقوي ياد تو...
اين زخم را بکاوم و هي بيشتر کنم
شيطان تويي که عشق به دنيا فروختي
ادم نيم اگر که عمر به نفرت هدر کنم
اري تو رفته اي.به سلامت بهشت من
من خويش را چرا بي تو در به در کنم
ما هر دو بايد از دل اين جاده بگذريم
بخشيدهام تو را به خدا
که سبک تر سفر کنم...........(اينم شعري از شيرين جونم)

رفتي.....................................................
به درك!!!!!!!






